کارهای سید احمد الحسن (علیهالسلام) برایمان تعجبانگیز بود؛ چون ما در جامعهای متفاوت تربیت شده بودیم، حتی در حوزه هم از اطرافیان یاد گرفته بودیم که باید شأنیت را رعایت کرد و فرد معمم باید زی طلبگی را رعایت کند و در هر کاری دخالت نکند. اینها از ابلیس بود. ولی وقتی سید احمد الحسن (علیهالسلام) آمد، به خدای علی عظیم و به رسول کریم ﷺ سوگند، (این را در برابر مردمی که انصار نبودند هم شهادت دادم و اکنون هم به آن شهادت میدهم که) قبل از سید احمد الحسن (علیهالسلام) دین در یک وادی و ما در وادی دیگری بودیم؛ اخلاق در یک وادی و ما در وادی دیگری بودیم؛ سیره اهل بیت و روش اهل بیت در یک وادی و ما در وادی دیگری بودیم. سید احمد الحسن (علیهالسلام) دین حقیقی، تواضع حقیقی،اخلاق حقیقی اهل بیت (علیهمالسلام) و نحوه نادیده گرفتن منیت و مبارزه با آن را به ما یاد داد.شما اگر در حوزه بوده باشید میدانید غالباً طلاب سعی میکنند فقط خودشان را کامل کنند، بیشترشان چنیناند. اکثر آنها به دنبال کمال خود هستند تا فردا مجتهد یا مؤلف یا خطیب و سخنور مشهوری بشوند، ولی سید احمد الحسن (علیهالسلام) این طور نبود و این را قبول نداشت. حتی در رابطه با فتح الهی و دولت عدل الهی که به ما وعده داده شده و حتماً هم اتفاق خواهد افتاد، ایشان میفرمود:«هدف و همّوغم خود را دولت عدل الهی قرار ندهید که مثلاً هدفتان تمکین باشد. نه خیر! بلکه هدفتان را خداوند سبحان و رضایت او قرار دهید. وجهالله را طلب کنید. حتی در برابر زحمات و تلاشهایتان هم از خدا دولت عدل الهی را نخواهید. بلکه بگویید ای خدا حتی، اگر هیچ چیزی هم به ما ندادی ما کار را برای رضای تو و وجه تو انجام دادهایم و تمرکزمان را روی چیز دیگری نگذاشتهایم.»
او (علیهالسلام) ما را بر این روش تربیت نموده که در ازای کارهایی که انجام میدهیم چیزی از خداوند سبحان طلب نکنیم. هرگز نباید چنین باشیم! حتی در برابر وعدههایی که خداوند سبحان به ما داده است. سید (علیهالسلام) میفرماید: «درست است که ما نسل موعودیم و دولت عدل الهی هم برقرار خواهد شد، ولی این نباید تنها هدف شما باشد؛ نه به هیچوجه! بلکه هدف ما باید کار برای رضایت خداوند باشد و بس.» باید مانند سیره و روش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رفتار کنیم که فرموده بود: «خدایا من نه از ترس آتش تو را عبادت میکنم و نه به طمع بهشت؛ بلکه تو را لایق و شایسته عبادت یافته و به این خاطر تو را می پرستم.»
(گفتوگوی دکتر شیخ ناظم عقیلی با دکتر علاء سالم در پالتاک):