313 خاطره از احمد الحسن یمانی (ع)
خاطرات و پند های اخلاقی از سید احمد الحسن (ع)
-
عبادت و ارتباط با خداوند
- مقدمه
- 1- تمام هم و غم او خداوند بود | ص 33
- 2- هدف و هم و غم خود را دولت عدل الهی قرار ندهید | ص 34
- 3- کسی که خدا را میخواهد هیچ یک از اینها را نمی خواهد | ص36
- 4- کسی که از حقیقت آگاه است نمیتواند بگوید | ص38
- 5- چه میخواهیم؟! آخرت؟ بهشت؟ جاودانگی؟ | ص39
- 6- از او بهشت یا رضایتش یا چیز دیگری نمیخواهم | ص42
- 7- او از دعوت خارج شد چون میخواست از ۳۱۳ نفر باشد | ص44
- 8- او زندگی اش را از ذکر خدا پر کرده بود | ص46
- 9- تا جایی که اراده انسان به پایان رسد و جز اراده خدا و عمل به آن باقی نماند. | ص47
- 10- اعمال تنها بر اساس نیتها سنجیده میشود. | ص48
- 11- چه کوتاه است راه مهاجرت که به چیزی جز نیت نیاز ندارد | ص49
- 12- اجازه نمی داد چیزی روی قرآن بگذارند | ص50
- 13- یار جدایی ناپذیر قرآن | ص52
- 14- مثل چوب خشک بدون تحرک ایستاده بود. | ص53
- 15- میان من و خداوند یک سجده است. | ص54
- 16- سرت را از سجده بردار . | ص57
- 17- بسیار کم میخوابید و هرگز نماز شب را ترک نمی کرد. | ص58
- 18- ما طاقت نداریم تمام شب را بیدار بمانی | ص60
- 19- چشمانش غرق در اشک بود | ص62
- 20- از شدت گریه نمیتواند دعا را تمام کند. | ص65